
كلمهي «ب» باكري آرام آرام قدم برداشت و به «ه» همت چسبيد . افلاك گفتند : «بَه. بَه.» . در زير باتلاق ، شرح روزگار مينوشتم . من نيز از «بيم» ، به «هيم» ، به آرامشي ابدي رسيده بودم . همراه با افلاك تكرار ميكردم : «به به. به به» و ميشنيدم كه خدا باز تكرار ميكند : « فتبارك الله احسن الخالقين » .
شهدای دفاع مقدس شهر ترکالکی2 امتداد
منبع
اشتراک گذاری در تلگرام
درباره این سایت